site hit counter
نام‌نویسی

پس از تکمیل اطلاعات زیر، گذرواژه برای شما ارسال می‌شود.

دو فیلم پایانی شب اول جشنواره فیلم فجر را می‌توان به نسبت با فیلم‌های مشابه آن تبیین کرد . البته این امر استقلال ذاتی اثر را مخدوش نکرده و به معنای تقلید یا کپی برداری نیست ؛ اما قصه، موقعیت‌ها و فضاسازی‌ها در یک اشتراک موتیف وار با هم دارای شباهت اند . بعد از ” دردسرهای بزرگ ” و ” نازنین ” ، مهدی گلستانه ، در فیلم سوم اش ساختار فیلم خود را تغییر داده و از تجاری سازی به ساخت یک فیلم خانوادگی روی آورده است که در آن به بیان یک ملودرام خانوادگی ، در یک فضای آپارتمانی می پردازد .

قصه ای که در آن شاهد جشن تولدی هستیم که به تنش و درگیری تبدیل می شود تا رازی هویدا شود . از این جهت می‌توان ” نقطه کور ” را روایتی دیگر از سعادت‌آباد ، اثر مازیار میری دانست که البته مسیر متفاوتی طی می کند و نتیجه‌گیری آن نیز متفاوت است . شک و شبهه ای که در سعادت‌آباد در امیر آقایی به دلیلی متفاوت شاهد آن هستیم ، در شخصیت محمدرضا فروتن دیده می شود که با سوءتفاهم بزرگی نسبت به همسرش درگیر است و نقطه ی عطف داستان نیز همین است ! تا پستی و بلندی های رمزگشایانه ای را پشت سر بگذارد و پس از آن به اعتمادی دوباره برسد ؛ البته این حس وی ، هنوز شکننده به نظر می‌ آید . نقطه کور فیلم سرپا و گرمی بوده و دارای ریتم مناسبی است هم ریتمی درونی که از تنشِ قصه می‌آید و هم ریتمی بیرونی که در تدوین و روایت قصه قرار داده شده است . خلق موقعیت‌های پر تنش با تعداد شخصیت و بازیگران زیاد ، در یک فضای بسته آپارتمانی کار دشواری بسیار دشواری بوده اما این طور که به نظر می رسد گلستانه به بهترین نحو از پس این کار بر آمده و در لوکیشنی بسته و محدود ، اثری پویا پدید می آورد . این اولین باری است که محمدرضا فروتن و هانیه توسلی با هم همبازی می‌شوند ؛ نتیجه آن نیز مطلوب بوده است هر چند شاهد اتفاق آنچنان چشمگیری در جنس بازی این دو بازیگر نیستیم .

با این وجود ، نقش محسن کیایی نیز خالی از لطف نیست ؛ نقشی که در تلطیف فضای پر تنش و ملتهب داستان بسیار موثر بوده است و نوعی تعادل دراماتیکی برای آن ایجاد کرده ؛ ” نقطه کور ” با نگاهی آسیب شناسانه به روابط خانوادگی مسیری متفاوت را برای مهدی گلستانه در بحث فیلم سازی رقم زده و به نظر می‌رسد در این راه موفق بوده است . اولین روز جشنواره با یک ساعت و اندی تاخیر آغاز شد ؛ تا ” نیمه شب اتفاق افتاد ” اثر تینا پاکروان واقعا در نیمه شب نمایش داده شده باشد ؛ فیلمی که همه را به یاد ” شام آخر ” اثر فریدون جیرانی و عشق نامتعارف آن انداخت . عشقی که نسبت با منطق عرفی و رفتارهای عادی ما انسان ها نامتعارف است و وقتی در موقعیت غیرمتعارف قرار می‌گیرد ، که از ” دراماتیک ” به ” تراژیک ” تغییر میابد . به عبارت دیگر اگر عشق چهره ای رومانتیک داشته باشد عشق غیرمتعارف سرشت و سرنوشتی تراژیک پیدا می‌کند طوری که عاشق یا معشوق در انتها از بین میروند ، در شام آخر هر دو توسط یک نفر کشته می‌شوند و در اینجا به شکل اتفاق ، عاشق به قتل ناخواسته از بین می‌رود . طوری که انگار پایان عشق‌های نامتعارف نیز نامتعارف است . اگرچه این فیلم نسبت به فیلم اول تینا پاکروان یک گام به جلوتر است و در کارگردانی و اجرا به پختگی بیشتری در آن دیده می شود ، اما در بحث روان‌شناسی بین شخصیت‌ها و روابط عاطفی ، بیش از منطق علمی به منطق دراماتیکی تکیه دارد ؛ با این وجود ، سینما قرار است از همین راه پیامش را به مخاطب انتقال دهد .

حامد بهداد در نقش یک خواننده مجلسی ظاهر شده و با وجود اینکه که منطق شخصیت به او این اجازه را می‌دهد که کنش‌های غیرمتعارف معروف خود را داشته باشد ، اما سعی کرده است بازی کنترل شده و درونی ارائه کند ، تا نوعی معصومیت عاشقانه را در نقشش ایحاد کند . می‌توان حدس زد که دو فیلم ” نقطه کور ” و ” نیمه‌شب اتفاق افتاد ” در اکران عمومی با استقبال هم میهنان و مخاطبین روبرو خواهد شد چرا که هم مولفه‌های سینمایی تجاری را دارد و هم شرط یک فیلم قابل تامل خانوادگی !

دیدگاهی بگذارید