site hit counter

The_Accountant_(2016_film)“کریسیتن وولف” یک دانشمند نخبه است که بیشتر به اعداد علاقه دارد تا به آدم ها. کریستین وولف، با بازی “بن افلک”، حسابداری شیفته ریاضی در یک شهر کوچک است. فیلم “حسابدار”  داستان این شخصیت مبتلا به اوتیسم است که تنها به عدد و رقم می اندیشد و قادر به درک روابط انسانی نیست. پدر کریستین که یک نظامی بوده، معتقد است رفتار او موجب خواهدشد او در جامعه سرخورده شود، به همین دلیل به وی فنون رزمی و نظامی را می آموزد و او را در موقعیت های خطرناکی قرار می دهد تا مطمئن شود که تعالیمش را به خوبی فرا گرفته.

کریستین به خدمت یک گروه تبهکار خطرناک در می آید و به جنگجویی آموزش دیده تبدیل می شود. او تحت پوشش یک شرکت کوچک حسابرسی به عنوان یک حسابدار نخبه برای بعضی از خطرناک ترین سازمان های جنایی دنیا کار می کند. فیلم با تمرکز بر شخصیت حسابدار داستانی فراتر از نشان دادن یک اختلال بیمارگونه است و مسیر حرکت او را به سوی یک ابرقهرمان نشان می دهد.


برآورد اقتصادی

این فیلم ۱۲۸ دقیقه ای را گوین اوکانر، کارگردانی کرده که از او فیلم قابل قبول “مبارز” با بازی تام هاردی را به خاطر داریم. حسابدار تنها ۴۰ میلیون دلار هزینه داشته و ۱۵۰ میلیون دلار فروش کرده که در نوع خود موفقیت به حساب می آید اما منتقدان زیاد آن را خوش نداشته اند. امتیازش در متاکریتیک ۵۱ از ۱۰۰ است و در راتن تومیتوز نیز بیش از این امتیاز نگرفته.

بیایید با هم حساب این حسابدار را مرور کنیم و ببینیم آخرش ترازنامه فیلم را چطور می شود بست. یک پرسش سرراست برای یک فیلم سرراست.


هجوم موج انتقاد

maxresdefault

این که منتقدان فیلم را تحویل نگرفته اند یک بخشش بر می گردد به جار و جنجال پیش از ساخته شدن آن. فیلمنامه حسابدار را بیل دوبوگ نوشته که زیاد در هالیوود اسم و رسم دار نیست. اما شایعه شده بود که این کارش خوب از آب درآمده و برادران کوئن هم نسبت به ساختش علاقه نشان داده اند. همین کافی بود تا سطح انتظارات منتقدان خیلی برود بالا اما وقتی به شما می گویند شخصیت اصلی فیلم یک اوتیست است که در عین حال در حسابداری و ریاضی نبوغ عجیبی دارد، احتمالا شما هم منتظر یک شخصیت پیچیده و عمیق و لحظاتی غیرقابل پیش بینی از کنش و واکنش او با دنیای اطرافش هستید.

اما فیلمی که ساخته شده زیاد این حال و هوا را ندارد. بیشتر تبدیل شده به یک اکشن- تریلر خوش ساخت و سرگرم کننده. هر چند در ابتدای فیلم گذشته قهرمان را می بینیم و متوجه درگیری او با اختلال روانیش می شویم اما در نیمه دوم فیلم طرف زیادی معقول و متعارف رفتار می کند و برای خودش ابرقهرمانی می شود در حد بتمن و سوپرمن.

به قول منتقدی به نام جیمز براردینیلی؛ “با حذف جنبه های شخصیتی متمایز کریستین وولف، از حسابدار چیزی نمی ماند جز یک فیلم  ابرقهرمانی استاندارد با خشونت زیاد.” جفری اندرسون، منتقد دیگری است که برخورد با این قهرمان اوتیست را محترمانه می داند اما این برخورد را مناسب روند فیلم ارزبابی نمی کند. با این حال این فیلم شما را سرگرم می کند، تحت تاثیر قرار می دهد و حتی پایانش را طوری طراحی می کند که برای دنباله سازی آن مقدماتی فراهم شود.

وینسنت مانسینی از منظر دیگری به فیلم پرداخته و می گوید فارغ از این که حسابدار فیلم خوب یا بدی است، برای آینده نوعی سرمایه به حساب می آید؛ یعنی زمانی اگر دیگر ابرقهرمان های مارول و عملیات محیرالعقول و توانایی های فیزیکی بالایشان در سینما هالیوود جواب نداد، می توانید روی قهرمان های نابغه و حتی اوتیست حساب باز کنید و کاری کنید که مردم شیفته آن ها شوند.

خلاصه ماجرا این که حسابدار، فیلم بدی نیست. یک فیلم متوسط است که مواد خام داستانی آن خیلی بهتر از چیزی است که روی پرده آمده. فیلم می توانست یک شاهکار باشد اما نیست. معلوم نیست عیب از کارگردانی بوده یا فیلمنامه کلیت کار قدری ریخت و پاش و آشفته به نظر می سد. با توجه به سابقه کارگردان، احتمالا او کارش را خوب بلد است. پس ممکن است تعریف و تمجیدهایی که از فیلمنامه کرده بودند، اغراق آمیز بوده باشد.

accountant-feature


بن افلک


اگر سری به باشگاه ها و سایت های هواداری از بن افلک بزنید، می بینید که حسابدار نه آن بالابالاهاست و نه آن پایین، البته بن افلک دو فیلم افتضاح مثل «گیگلی» و «پرل هاربر» دارد که بعید است تا آخر عمرش فیلم دیگری بازی کند که بتواند جای آن ها را در فهرست بدترین هایش پر کند. با این حال از نظر بازیگری بن افلک در حسابدار هیچ چیز کم نگذاشته. تا جایی که امکانش بوده توانسته تصویری باورپذیر و جذاب از قهرمان اوتیست فیلم ارائه بدهد و این را در حرکات بدن، نحوه حرف زدن و حتی نوع نگاهش می توانید ببینید. از یک جای فیلم که ریتم سریع تر و اکشن بیشتهر می شود، طبیعتا دیگر او بخت و فرصت چندانی برای ارائه بازی زیرپوستی ندارد اما روی هم رفته همه بازی او را ستوده اند و حضورش را از نکات برجسته فیلم برشمرده اند.

خودش عاشق این نقش بوده و از آن به عنوان نوع جدیدی از ابرقهرمان در سینمای آمریکا یاد کرده است. او در یکی از گفت و گوهایش از سختی های این نقش نیز پرده برداشته و گفته: “نقش بسیار چالش انگیزی بود و پژوهش بسیاری را طلب می کرد. من و کارگردان مدت زیادی را با آدم های مختلف مبتلا به اوتیسم سپری کردیم و رفتارشان را مورد مطالعه قرار دادیم و با آن ها هم صحبت شدیم و بیشتر به این توجه کردیم که در زندگی روزمره شان چه کارهایی انجام می دهند و چه جور فیلم هایی را دوست دارند ببینند. حاصل تحقیق ما نتایج متنوعی داشت. فهمیدیم که شخصیت فیلمنامه قدری غلوشده تر از یک اوتیست واقعی است و باید تغییر در کنش های او ایجاد کنیم.”

او در جایی دیگر هم مدعی شده که این نقش یکی از پنج نقش محبوب کل دوران بازیگری اوست. در کنار این نقش از “بتمن”، “هولدن مک نیل” فیلم “به دنبال امی”، “تونی موندز” فیلم “آرگو” و “چاکی” فیلم “ویل هانتینگ خوب” یاد کرده است. به نظر می آید چندان هم بیراه نگفته. البته از این نکته غافل نمانید که طبق مذاکرات اولیه قرار بوده “مل گیبسون” این نقش را بازی کند و با توجه به این که آقای گیبسون تقریبا یک دهه می شود که هیچ نقش خوبی بازی نکرده، شاید این جا سنگ تمام می گذاشت و دوباره احیا می شد. شرط بازی او البته این بود که برادران کوئن فیلم را کارگردانی کنند.

طی پنج سال اخیر فیلم بازها احتمالا به این نتیجه رسیده اند که “آنا کندریک” زیادی فیلم بازی می کند. زیادی بازی کردنش هم باعث می شود زیاد از دیدنش جا نخورید و انتظار کار درخشانی از او نداشته باشید. اگر در فیلم “حسابدار” دنبال یک نقطه ضعف ساده و صریح هستید، آنا کندریک و نقش و نحوه بازی او انتخاب مناسبی است. هر چند که او مدعی شده شخصیت را بسیار دوست داشته و چون مادرش هم واقعا حسابدار یک شرکت بوده، شخصیت او را الگو قرار داده تا نقشش باورپذیر از کار دربیاید اما راستش در این فیلم، زیادی نچسب و معمولی است. همین که او را می بینید، فهرست طویلی از بازیگرانی که می توانستند جای او در این فیلم باشند و جلوه خوشایندتری به کار بدهند در ذهنتان ردیف می شود.

کندریک در گفت و گوهایش خاطره بانمکی هم تعریف کرده و گفته آوازخواندن بن افلک در طول فیلم خیلی روی مخش بوده و اعصابش را به هم می ریخته. البته مسلما این دلیل بازی معمولی او نبوده است. در بخش کارگردانی هم “گوین اوکانر” تمام تلاش خود را به کار بسته تا چیزهای تازه ای برای بیننده داشته باشد اما راستش این تلاش زیاد نتیجه نداده. هر چند توجه او به جزییات بسیار آشکار است و نوآوری هایش هم قابل احترام؛ مثلا او صحنه های زد و خورد را با حال و هوای متفاوت و حرکات تازه ای کارگردانی کرده که ناشی از آشنایی او با یک هنر رزمی سنتی کشور اندونزی است. اما نهایتا مشکل فیلم این است که بین بخش های اول و دومش پیوند زیاد محکمی برقرار نشده.

The-Accountant

او در انتخاب بازیگر هم بد عمل نکرده: بن افلک و “جی کی سیمونز” را به کارگرفته که هر دو سابقه بردن جایزه اسکار دارند و آن طرف هم “آنا کندریک” و “جان لیتگو” را دارد که نامزد دریافت اسکار بوده اند. خود کارگردان از نتیجه کارش راضی است و می گوید: “اول که فیلمنامه حسابدار را خواندم، تم های دیگری در آن بود. با بن افلک خیلی چیزها را چک کردم تا برسیم به همان چیزی که می خواهیم. درباره فلاش بک ها و مهارت های شخصیت با هم صحبت کردیم و به این چیزی که می بینید، رسیدیم. از فیلمنامه نویس خواستیم دوباره کار را بازنویسی کند. من مدت هاست همچنان به دنبال تثبیت سبک فیلمسازی خودم هستم.” فیلمبرداری و موسیقی و تدوین فیلم را هم باید در میان دارایی های قابل اعتنای آن قرار داد.


ترازنامه نهایی

با توجه به دارایی و سرمایه و سود و زیانی که در بالا به آن اشاره کردیم، فیلم از نظر کیفی تراز قابل قبولی دارد و هر چند زیاد نباید آن را دست بالا گرفت اما توی سر مال هم نباید زد. از نظر دخل و خرج واقعی هم اگر بخواهید جزییات بیشتری بدانید، باید بگوییم که تا چند روز پیش فیلم با فروشی ۸۶ میلیون دلاری در آمریکا و کانادا و فروشی ۶۴ میلیون دلاری در دیگر کشورها وضعیت خیلی خوبی داشته و تا حالا ۱۰۰ میلیونی سود به جیب زده است. درهفته اول نمایش هم بیش از ۳۰۰ سالن در اختیار داشته که برای خودش رقم قابل قبول و مطلوبی است. در قیاس با دیگر فیلم هایی که طی سال های اخیر با بازی بن افلک روی پرده رفته، نسبت به “دختر گمشده” فروش افتتاحیه بهتری داشته، البته بعید است که نهایتا بتواند به رکورد ۳۰۰ میلیون دلاری آن فیلم نزدیک شود. اما در حسابداری مهم این است که چقدر سرمایه گذای کرده ای و چقدر سود برده ای.

Leave a Reply

Your email address will not be published.