site hit counter

“وقتی استاد راهنمای من ، کتاب “بوف کور” را به من معرفی کرد ، در مورد ان در اینترنت جستوجو کردم و چند جایی خواندم که نوشته بود ؛ خواندن این کتاب باعث خودکشی میشود . وقتی کتاب تمام شد از خود پرسیدم ؛ می خواهم خودم را بکشم؟ نه ! پیش خودم فکر کردم شاید من خوب کتاب را متوجه نشده ام (طنز) ” ” ندیم اختر ”

sadegh hedayat 01حواشی هر کتاب برای هر خواننده ای جذابیت زیادی دارد، مخصوصا اگر ان کتاب رمان معروف صادق هدایت یعنی “بوف” کور باشد . کتابی که نه تنها ادبیات ایران ان را خوب می شناسد بلکه ادبیات کشور های دیگر هم به ان علاقه خاصی نشان داده اند . یکی از این کشور ها ؛ هندوستان است . کشوری که هدایت به مدت یکسال در شهر بمبءی در هند زندگی میکرد و تاثیرات ذهنی روی هدایت گذاشت که باعث خلق اثاری چون بوف کور شد . کتابی که مرز تخیل و واقعیت را محو می کند.

ندیم اختر دانشجوی دکترای ادبیات فارسی  در دانشگای جواهر لعل نهرو هندوستان یکی از ان هزاران افرادی است که جذب هدایت شده است و به همین دلیل موضوع پایان نامه دکترای خود را “شخصیت پردازی در رمان بوف کور” انتخاب کرده است . محققی که با انتخاب این موضوع باعث کشف تاریخچه جدید و کوچکی از زندگی هدایت در هند شده است و این روز ها سخت مشغول کنفرانس گذاری در محافل ادبی ایران می باشد .

او که هوز تحقیقات خود را به پایان نرسانده است اما در نیمه راه با کشفیات خود نگاه هدایت دوستان را به خود جلب کرده است ؛ از کشف مکان هایی که هدایت در انجا بوده است تا خانه ای که در یک سال اقامت هدایت در هندوستان انجا زندگی میکرده است .کشفی که با گزارش لحظه به لحظه ان این نتایجه را جذاب تر  میکند.

داستان کشف اقامتگاه هدایت در بمبءی از زبان “ندیم اختر” :

صادق هدایت در سال ۱۹۳۶ میلادیبه کشور هند آمد. او که تجربه این سفر خود را در داستان میهن‌پرست انعکاس داده است، با کمک دوستانش مثل جمال‌زاده و مخصوصاً ش. پرتو که در کونسولگری ایران در بمبئی مشغول به کار بود برای ویرایش فیلم‌نامه فیلمی فارسی که در هند ساخته می‌شد به بمبئی آمد.صادق هدایت نزدیک به دو سال در بمبئی ماند و زبان پهلوی را از استاد بهرام گور انکلیسریا یاد گرفت. آن زمان استاد انکلیسریا در دانشگاه بمبئی معلم زبان اوستایی و پهلوی بود و به این دلیل می‌توانیم بگوییم که هدایت زبان پهلوی را در این دانشگاه یاد گرفت و آثاری مانند «هنر ساسانی در غرفه مدال‌ها» ، «کارنامه اردشیر بابکان» و … را از زبان پهلوی به فارسی ترجمه کرد.خانه هدایت در بمبءی

هدایت بیشتر زمان اقامتش در هند را در شهر بمبئی گذراند و از نامه‌های وی معلوم می شود که او در خانه کویین سامر در خیابان آرتهر بندر منطقه اپولو ریکلیمیشن زندگی کرده است. البته علاوه بر این نشانی، یک آدرس دیگر هم در نامه‌های هدایت وجود دارد: دکتر پرتو ایرانین کونسولگری فورت، بمبئی هند. ولی این آدرس‌ها برای کشف کردن رد پای هدایت کافی نبود زیرا که شهر بمبئی از زمان هدایت تا به حال خیلی تغییر کرده و کونسولگری ایران هم از جای خود به منطقه‌ای دیگر منتقل شده بود. علاوه بر این آدرس‌های پستی، یکی از مراجع مهم دیگر برای پیدا کردن رد پای محل اقامت هدایت در بمبئی، دفتر کتابخانه کاما ارینتل انستیچیوت بود؛ جایی که هدایت از آنجا کتاب به امانت می‌گرفت اما متاسفانه تمام رکوردها و مدارک سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۷ کتابخانه به علت سیلاب ناگهانی گم شد و از بین رفت.ظاهراً این‌طور به نظر می‌آمد که همه راه‌ها برای کشف رد پای هدایت محو شده ولی این وضعیت نامطلوب، من را دلسرد نکرد و تلاش کردم تا ساختمان سمرکویین را که هدایت در نامه‌های خود از آن نام برده بود، پیدا کنم. کشف محل این ساختمان بسیار مشکل بود چون اسم خیابان ارتربندار رود بعد از زمان هدایت به نام حاجی نیاز احمد مارگ تغییر کرده بود ولی خوشبختانه خانه کویین سمر، با اسم در پشت هتل مشهور تاج پیدا شد؛ ساختمانی دارای چهار طبقه با هشت آپارتمان ( تصویر شماره یک ). صاحب فعلی این ساختمان تاجری به نام ناصر جمال ، مدیر شرکت سیتی واک شوز است که در طبقه چهارم ساختمان زندگی می‌کند. او به من گفت که این ساختمان را در سال ۱۹۶۰ از یک خانم یهودی خریده است ولی هیچ اطلاعاتی راجع به ساکنان قبلی آن ندارد . در همان ساختمان یک خانواده ایرانی هم زندگی می‌کنند که در شهر بمبئی یک رستوران داشتند اما ایشان هم راجع به هدایت از جد خود اسمی نشنیده بودند. به این جهت با وجود چنین شرایطی، تنها چیزی که می‌توانستم به آن تکیه کنم ، داستان‌های خود هدایت بود.Untitled چون هنر نادر صادق هدایت این بود که رویدادهای واقعی زندگی و آنچه را در شهر و اطرافش می‌دید، در داستان‌های خود منعکس می‌کرد. از جمله این داستان‌ها، داستان «هوسباز» بود که هدایت آن را بعد از سفر هند نوشت و تا حدودی گره رد پای زندگی هدایت در هند را می‌گشاید. صادق هدایت ابتدا این داستان را به زبان فرانسوی نوشت اما بعدا به زبان فارسی هم ترجمه کرد. در این داستان بیان می‌شود که قهرمان داستان در یک پانسیون یا مهمانسرا در طبقه پایین زندگی می‌کند و می‌تواند منظره ساحل شهر بمبئی را از پنجره اتاق خود ببیند و غالبا هم با آسانسور به طبقه سوم پانسیون که سالن غذاخوری بود می‌رفته است.
هدایت در داستان «هوسباز» خانه قهرمان را طوری توصیف می‌کند که ساختار این خانه شباهت زیادی با ساختار خانه سامر کویین دارد. مثلا طبقه سوم خانه سمر کویین طوری ساخته شده است که با طبقات دیگر فرق دارد و به این جهت به نظر می‌آید که زمانی از این طبقه به عنوان سالن غذاخوری استفاده می‌شده است. در داستان، خانه قهرمان نزدیک دریا است که از پنجره می‌تواند دریا را ببیند و ساختمان سمر کویین هم در موقعیتی قرار گرفته است که از پنجره و بالکن آن می‌توان منظره دریا را دید. علاوه بر این‌ها، از دیگر توضیحات مهم هدایت در این داستان که ما را به اثبات محل اقامتش راهنمایی می‌کند، توضیح آسانسور(عکس شماره دو ) خانه قهرمان است. هدایت توضیح آسانسور را در داستان «هوسباز» این گونه بیان می‌کند: “شب بعد فیلیسیا سر میز شام نبود. از اطاق غذاخوری که خارج شدم یک راست به جانب آسانسور رفتم و روی تکمه خبر فشار آوردم . دستگاه فورا به طول نوارهای فلزی رو به بالا سرید و ایستاد. در خارجی را رو به خود باز کردم ، لنگه در داخلی را که گشودم با نهایت تعجب دیدم فیلیسیا مثل یک مجسمه مرمر در داخل اطاق آسانسور بدون حرکت ایستاده است…” آسانسوری که هدایت در داستان بیان می‌کند، دارای دو در است که اکنون هم آن آسانسور به همان شکل قدیمی خود در سمرکویین وجود دارد. صادق هدایت زمانی که به هند آمد آسانسور تازه به شهر بمبئی آمده بود و از مقاله خانم بیلا جیسنگهانی به نام (Century-old Heritage Lifts Continue to Rise and Shine) که در روزنامه The Times of India در سال ۲۰۰۹ چاپ شد، معلوم می‌شود که در آن زمان در شهر بمبئی، آسانسورها بیشتر در منطقه کلابه – جایی که هدایت زندگی می‌کرد – و اطرافش وجود داشته است. به این دلیل می‌توان گفت آسانسوری که هدایت در داستان «هوسباز» توضیح می‌دهد در حقیقت آسانسور خانه کویین سامر هست که محل اقامتش در شهر بمبئی بوده است.

Untitledدر ادامه ؛

ساختمان سامر کویین دارای دو بخش شرقی و غربی است که در هر طرف، چهار آپارتمان وجود دارد و آپارتمان‌های شرقی ، رو به دریا است. ما مطمئن هستیم که آپارتمان هدایت سمت دریا یعنی در جناح غربی قرار داشته است چون بنا بر گفته ش. پرتو و خود هدایت در داستان‌های «بیگانه‌ای در بهشت» و «هوسباز»، از خانه‌شان دریا دیده می‌شده است. ش. پرتو در داستانش می‌نویسد: “خانه من خیلی نزدیک است… از بالکون می توانید دریا را هم تماشا کنید” و هدایت می‌نویسد: “پنجره من رو به دریا باز می شد”. شاید به ذهن خطور کند که هدایت که در طبقه پایین ساختمان زندگی می‌کرده ، چگونه از دریا و پنجره رو به دریا حرف زده ؟ آیا او افسانه‌پردازی کرده است ؟ ش . پرتو می‌گوید که از بالکن آپارتمانش که در طبقه دوم بود ، دریا را می‌دیده است ودقیقا ساختار سار کویین این طور است . یعنی هر یک از طبقات به جز طبقه پایین ، بالکن دارد. ولی سؤال مهم این است که اگر هدایت افسانه‌پردازی نکرده ، پس چطور می توانسته دریا را ببیند؟ چون طبقه پایین ساختمان بالکن نداشته و به سبب ساختمان‌های دیگر، دریا مخفی می‌شده است. اگر دوباره نگاه دقیق تری به ساختار ساختمان سامر کویین بیندازیم، می‌بینیم که ساختمان سمر کویین به شکل هشت‌ضلعی بنا شده است و اگر چه از دو طرف با ساختمان‌های دیگر مسدود شده بود اما هدایت می‌توانسته از آن پنجره‌ای که در گوشه پایین هشت‌ضلعی قرار داشته( تصویر شماره سه ) ، دریا را ببیند و به این دلیل است که در داستانش می‌نویسد: “پنجره من رو به دریا باز می شد “.

اختصاصی سایت “دو فصل”

دیدگاهی بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.