site hit counter

کم‌تر کسی است که با کتاب مانوس باشد و نام هارپر لی و شاهکار مشهورش “کشتن مرغ مقلد” را نشنیده‌ باشد. خانم لی با انتشار این کتاب در ۱۹۶۰، راه صدساله را یک شبه طی کرد و شهرتی جهانی یافت. به علاوه‌ی یک جایزه‌ی پولیتزر و همچنین میلیون‌ها آمریکایی که به کتاب او، در دهه شصت، دهه‌ایی که بسیاری با تبعیض می‌جنگیدند، همچون کتابی مقدس نگاه کردند. حالا پنجاه و پنج سال بعد، خانم لی کتاب دیگری با نام “برو دیدبانی بگمار” منتشر کرده است که ادامه‌ای است بر داستانی خاطره‌ساز.*

حتی اگر خود کتاب را نخوانده باشید، احتمالاً داستان کشتن مرغ مقلد را می‌دانید؛ جین‌لوییزِ شش ساله، پدرِ وکیلی دارد که مردی است شریف، به دور از عقاید پست تبعیضانه، که برای حق سیاهان تا آن‌جایی که در توانش باشد مبارزه می‌کند. داستان از دید این دختر تعریف می‌شود؛ این‌که چگونه کودکی‌اش را در شهری در جنوب آمریکا و در ایالت آلاباما، در سیاه‌ترین زمان‌ها، می‌گذراند و چگونه پدرش را همچون خدایی می‌نگرد.

حالا، پس از پنجاه و پنج‌ سال، دنباله‌ای بر کشتن مرغ مقلد، در دست داریم؛ “برو دیدبانی بگمار”.

برای کسانی که آشنایی با زندگی خانم هارپر لی ندارند، می‌توان گفت:

او در مونروویل در غرب ایالت آلاباما به دنیا آمد پدرش یک وکیل بسیار معروف بود. تحصیلات خود را در رشته حقوق در دانشگاه آلاباما به اتمام رساند. در سال ۱۹۵۰ میلادی به نیویورک آمد و تا پیش از شروع کار نویسندگی، در یک مؤسسه هواپیمایی کار می‌کرد. دلبستگی‌های او، گذشته از نویسندگی، گردآوری خاطرات روحانیون سده نوزدهم میلادی، جرم شناسی و موسیقی است.هارپر لی که زنی خجالتی بود، سال‌ها به زندگی آرام و بسیار خصوصی خود ادامه داد و همواره تقاضا‌ها برای مصاحبه را رد می‌کرد. او گاهی در آپارتمانش در نیویورک و سایر اوقات همراه خواهر وکیلش به نام آلیس لی در مونروویل آلاباما زندگی می‌کرد. وی پس از سکته و از دست دادن بخشی از شنوایی و بینایی خود، در سال‌های پایانی عمرش در یک خانه سالمندان زندگی می‌کرد.

Go-Set-a-watchman-review-009

هارپر لی، در سال ۲۰۰۷، از جورج دابلیو. بوش مدال آزادی دریافت کرد

حقیقت امر این است که برو دیدبانی بگمار، اصولآً دنباله‌ای بر کشتن مرغ مقلد نیست. این کتاب، اولین نسخه‌ یا به اصطلاحی draft و پیش‌نویسِ کشتن مرغ مقلد است. قضیه‌ این‌ است که “خانم لی حدود شصت سال پیش، برو دیدبانی بگمار را نوشت و تحویل ناشر داد. ویراستار ناشر، خانم تِی هوهاف، از او خواست که داستان را از زبان اسکاتِ کودک روایت کند و ماجرای دختر بچه‌ای را بگوید که پدرش را خدا می‌پندارد. او چنین کرد و حاصل، پس از سه سال ویرایش سنگین، کشتن مرغ مقلد، به شاهکاری ادبی تبدیل شد که در روزگاری که بسیاری از ایالات آمریکا هنوز درگیر آثار دوران طولانی نژادپرستی و ستم به سیاهان بودند به قلب‌های مردم نفوذ کرد، جایزه‌ی پولیتزر را از آن نویسنده‌اش کرد و اتیکس فینچ ” محبوبِ مردم ” شد ؛ نه تنها در آمریکا، بلکه در سرتاسر جهان.

ظاهراً خانم لی بنا نداشت داستانی را که اول نوشته بود، هرگز منتشر کند. خیلی‌ها، از جمله ویراستار امروز او، اساساً از وجود چنین کتابی خبر نداشتند. اما وقتی پنج دهه بعد، وکیلش اعلام کرد دستنویسی از او پیدا کرده که به زودی منتشر می‌شود. داستانِ صف‌های طولانی مردم پشت درِ کتاب‌فروشی‌ها و پرفروش‌ترین شدن کتاب، پیش از انتشار در سایت آمازون را حتماً این‌جا و آن‌‌جا خوانده‌اید.” *

نامِ کتاب، “برو دیدبانی بگمار”، جمله‌ای است از کتاب اشعیا از عهد عتیق که می‌گوید: «برو و دیده‌بانی بگمار تا آنچه را می‌بیند اعلام نماید.» اما داستانِ این کتاب جنجالی را می‌توان خیلی ساده خلاصه کرد؛ “داستان شکستن بت‌ها و سرخوردگی نسل‌ها.” جین‌لوییز، چند سالی است که در نیویورک زندگی می‌کند و هر از گاهی برای دیدار پدر، نامزد و شهرش، به میکام سفر می‌کند. داستانِ این کتاب هم داستان همین سفر است؛ سفرِ جین‌لوییزِ ۲۶ ساله، بیست سال پس از ماجراهای کشتن مرغ مقلد، به شهر زادگاه خود؛ میکام. شهر خیالی و ساخته‌ی خانم لی که چندان تفاوتی با یک شهرستان کوچک جنوبی در آمریکا ندارد. او به شهر خود بازمی‌گردد اما چیزهایی می‌بیند و می‌شنود که حقایقی تلخ را درباره‌ی پدرش آشکار می‌کند.

go-set-a-watchman-harper-leeنقدهای فراوانی پیرامون این کتاب به انتشار رسیده است و عقاید منتقدین بسیار متضاد است؛ از طرفی، ستایش‌هایی است که این کتاب‌ را هم، همچون کلاسیکِ پیشین خود، کشتن مرغ مقلد، شاهکار ادبی دانسته اند و از طرفی دیگر، بسیاری از منتقدین و مردم معتقدند که کتاب از نظر فنی ضعف‌های بسیار قابل‌توجهی دارد. بسیاری این کتاب را اصلاً در حد و اندازه‌ی کشتن مرغ مقلد نمی‌دانند و معتقدند به کلی نباید منتشر می‌شد. تا حدود زیادی این دسته درست می‌گویند؛ کتاب، مشکلات ویراستاری بسیاری دارد؛ ویراستار امروز او، هیو فن داسن، گفته است که اصلاً فکر نمی‌کند این کتاب ویرایش شده باشد و نوه‌ی ویراستار پیشین خانم لی هم گفته، که ویرایش سبک این کتاب توهینی به کار ارزشمند مادربزرگش است. در بسیاری از موارد البته، دست نبردن ویراستار در جزئیات ظاهراً به خواست خود هارپر لی بوده که به دلایلی علاقه نداشته در جزئیاتی که در آن‌ها تناقض‌هایی بین این کتاب و قبلی وجود دارد، دست برده شود.

برو دیده‌بانی بگمار، توسط دو انتشارات “کتابسرای تندیس” و “قطره” به چاپ رسیده است. تندیس، ترجمه‌ای از خانم ویدا اسلامیه و قطره، ترجمه‌ای از خانم شادی حامدی آزاد را چاپ کرده است. به شخصه، ترجمه‌ی خانم احمدی آزاد را از این کتاب خواندم و باید بگویم که ترجمه‌ای بسیار خوب بود، با پاورقی‌های مداوم که در تلاش بودند درک و دریافتِ این کتابِ نسبتاً خیلی “آمریکایی” را راحت‌تر کنند. اگر برای خرید این رمان به کتاب‌فروشی سر زدید، احتمالاً جفت نسخه‌ها را در کنار یکدیگر می‌یابید. پیشنهاد می‌کنیم قبل از خرید، دو نسخه را از نظر نثر و همینطور پاورقی‌های توضیحی خود مترجم بررسی کنید.

بخش‌هایی ستاره‌دار * مستقیماً از برو دیده‌بانی بگمار – نشر قطره – شادی احمدی آزاد برداشته شده اند.

اختصاصی سایت دوفصل

دیدگاهی بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.