site hit counter

ایوان تورگنیف ، رمان نویس، شاعر و نمایشنامه نویس روس، یکی از بزرگ ترین نویسندگان قرن نوزدهم، در سال ۱۸۱۸ در آرل روسیه به دنیا آمد. پدرش سرهنگ ارتش بود و مادرش ملاکی ثروتمند. تورگنیف پدرش را در ۱۶ سالگی از دست داد.983177_259

پس از آن بود که سلطه ی مادر بدخلقش بر او بیشتر شد. چهره ی خشن و عاری از لطف مادرش بعدها در یکی از داستان هایش روایت شده است. کودکی و نوجوانی تورگنیف در املاک روستایی گذشت در آن محیط بود که شاهد زندگی بردگان و بدترین شکل رابطه میان ارباب و رعیت بود. مادرش زندگی را به کام دهقانان تلخ می کرد. به کم ترین جرمی تنبیه پسرش نیز تازیانه بود. بعدها وقتی که تورگنیف تلاش کرد که وضع دهقانان را بهبود بخشد، مادرش مقرری اش را قطع کرد از آن پس به سختی با قلم زدن زندگی را می گذراند.

تورگنیف در سال ۱۸۳۳ وارد دانشگاه مسکو شد و سال بعد به دانشگاه سن پترزبورگ منتقل گردید. سپس به دانشگاه برلین رفت و به تحصیل فلسفه پرداخت. در برلین بود که تحت تأثیر فلسفه هگل قرار گرفت. پس از آن به ایتالیا سفر کرد و به دانش زیبایی شناسی خود افزود.

در سال ۱۸۴۱ به روسیه بازگشت در این هنگام او جوانی بود زیبا، شایسته و با فرهنگی والا. دوستان فرانسوی تورگنیف به او لقب «غول دلپذیر» را داده بودند. « غول دلپذیر بسیار ملایم، خوش برخورد، خوش مجلس و بسیار شیرین سخن بود»

اولین اثر مهم او «خاطرات یک شکارچی» است. این اثر که در سال ۱۸۵۱ منتشر شد «چهره ی دهقانان با عواطف و عادات و خصوصیت های اخلاقی و نظر آزادیخواهانه و خطوط رنگارنگ زندگی شان پیش چشم گذارده می شود و صراحت و واقع بینی با ادراک و احساس پرشوری از زیبایی طبیعت همراه می گردد» خاطرات یک شکارچی در روسیه و خارج از آن چون شاهکاری به شمار آمد و نام تورگنیف را در فهرست نویسندگان بزرگ روسیه قرار داد. این اثر به مذاق حکومت تزاری خوش نیامد و ادعانامه علیه برده داری شمرده شد.983178_713

در سال ۱۸۵۰ تورگنیف به سبب بیماری مادر به روسیه بازگشت. مادر در آخرین ساعات عمرش با پسرش آشتی کرد و ارثیه ای هنگفت برای او باقی گذشت. پس از آن بود که تورگنیف از غم نان آزاد شد. ترجمه داستان هایش به زبان های آلمانی و فرانسوی و معروفیت او در غرب اروپا باعث حسادت دوستانش شده بود.

در دهه های پنجاه و شصت قرن نوزدهم کتاب های تورگنیف پشت ویترین کتابفروشی های برلین و پاریس جا داشتند و هنوز کسی نام تولستوی و داستایفسکی به گوشش نرسیده بود. او در ابتدا با لئو تولستوی و فئودور داستایوسکی رابطه دوستانه‌ای داشت، اما بعدها این رابطه به کدورت انجامید، در حدی که در سال ۱۸۷۳ تولستوی به او پیشنهاد دوئل داد. داستایفسکی کاریکاتوری از شخصیت او را در رمان «شیاطین» ساخته است. به کاربردن هنر برای مقاصد عقیدتی، سیاسی ، آموزشی علی الخصوص به مثابه سلاحی در نبرد طبقاتی برای تورگنیف منزجر کننده بود. از این رو او را متهم می کردند که اهل سرگرمی است و احساس اجتماعی ندارد.

تورگنیف شاهکار خود «پدران و پسران» را در سال ۱۸۶۲ نوشت. این اثر تنها بزرگ ترین اثر تورگنیف نیست بلکه از مهم ترین رمان های قرن نوزدهم به شمار می آید. قهرمان این داستان «بازاروف» پزشک جوانی است که مانند نسل اصلاح طلب روس با همه ی سنت ها مخالف است از این رو تورگنیف او را «نیهلیست» خواند. (به معنی منکر همه چیز)

بازاروف در خانه ییلاقی دوستش ساکن می شود و در آنجا به بحث و گفتگو با پدر و عموی دوستش که هر دو نماینده ی نسل گذشته اند می پردازد. با این بحث و گفتگو ها تورگنیف روحیه نسل جوان آن دوران را تصویر می کند. پدران و پسران مورد حمله ی شدید منتقدان قرار گرفت چنان که تورگنیف تصمیم به ترک روسیه گرفت و به آلمان رفت. در سوم سپتامبر ۱۸۸۳ در سن شصت و پنج سالگی درفرانسه درگذشت. گفته شده سنگین‌ترین مغز سالم جهان، متعلق به اوست که ۲۰۱۲ گرم وزن داشته است.983179_670

«آثار تورگنیف خاصه داستان های کوتاه وی تفسیر عمیفی است از مسائل اجتماعی روسیه در نیمه ی قرن نوزدهم. وی نمونه ای از مردم را خلق کرد به نام آدم زیادی که مردمی حساس و باهوش بودند، اما اوضاع غم انگیز روسیه، آنان را از کار مثبت و اقدام در راه تحقق بخشیدن به آرزوها بازداشته بود. تورگنیف در قلمرو قصه های خیال انگیز زبردستی دارد و با استادی بسیار رویاها و حالت های غیرعادی را تشریح می کند.

آثارش با وجود واقع بینی در مسائل روز، از زیبایی و قدرت فراوان برخوردار است. تورگنیف با آن که از رمان نویسان و نمایش نامه نویسان بزرگ روسیه در قرن نوزدهم است، به سبب زندگی دور از وطن و محرومیت از ارزشیابی بسیار نزدیک از وقایع و محیط روسیه، نتوانست مقامی چون تولستوی و داستایفسکی به دست آورد.»

دیدگاهی بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.