site hit counter

تابستانِ امسال، با فروش ناچیزِ غیرمنتظرهٔ فیلم‌هایی مثل  Independence Day: Resurgence و The BFG و حتی نام‌های بزرگ‌تری مثل Ben-Hur و “جوخه انتحار” (به نسبت بودجه)، تابستان خیلی موفقی محسوب نمی‌شود. یکی از فیلم‌هایی که در میان معدود نام‌های دیگر (مثل “احضار روح ۲″) توانست فروش بسیار موفقی در گیشه داشته باشد، فیلم کمدی-عاشقانه‌ی ” من قبل از تو ” بود. با بودجه‌ای ناچیز، ۲۰ میلیون دلار، توانست مجموع فروش داخلی (آمریکا و کانادا) و بین‌المللی‌اش را به ۲۰۰ میلیون دلار برساند و شگفتی‌ساز این تابستان باشد. (برای این‌که ایده‌ای از موفقیت بسیار خوب این فیلم داشته باشید، علاوه بر نسبت بودجه به فروش، توجه کنید به فروش ۱۵۰ میلیونیِ “جیمز بورن” با بودجهٔ ۱۲۰ میلیون دلار)

me-before-you_clarke_claflinداستان فیلم: داستان، داستانی عاشقانه دربارهٔ “معلولیت” (یا بهتر بگویم، دربارهٔ آرام-آرام عاشقِ یک فرد معلول شدنِ دختری) است. به عنوان دو شخصیت اصلی، از طرفی “لو” را داریم که تازه از کارش اخراج شده و به دنبال کار می‌گردد و از طرف دیگر، “ویل”، مردی موفق در زندگی و کار، که تا قبل از تصادف و به طور کلی فلج شدن، “همه چیز” داشت. “لو” راهش را به قلعهٔ ویل پیدا می‌کند؛ (خانوادهٔ ویل، از اشراف/لردهای شهرند) وقتی عاجزانه دنبال یافتن کاری است تا به خانواده‌اش در مسائل مالی کمک کند، یک فرصت کاری به عنوان یک پرستار عالی به نظر می‌رسد. کشمکش فیلم، بین دو شخصیت اصلی رخ می‌دهد؛ شخصیت‌های که از اول می‌دانیم برای یکدیگر ساخته شده‌اند، اما همچنین، تضادی بزرگ در کارکترشان وجود دارد؛ یکی، شاد، سرزنده و اجتماعی است؛ چیزی که در طرز برخوردش با مردم (در صحنه‌های اول) تا لباس‌های فوق‌العاده‌اش در طول فیلم به خوبی نمایش داده می‌شود. دیگری، به دلیل مصیبتی که دچارش شده، عبوس، اندوهگین، درون‌گراست و سعی می‌کند فاصله‌اش را با آدم‌ها حفظ کند.
فیلم‌های عاشقانه (با کمی کمدی..)، فیلم‌های گیشه‌ای نیستند؛ تعداد فیلم‌های عاشقانه‌ای که در شانزده سال اخیر توانسته‌اند به موفقیت‌های چشمگیر در گیشه دست پیدا کنند، معدود است و به هیچ وجه از تعداد انگشت‌های یک دست (و با اغماض و حساب کردن کمتر-موفق‌ها، از دو دست) بیشتر نمی‌شوند. در میان همه‌ی این فیلم‌های خوب و بدِ رومانتیکی که هر سال می‌آیند و می‌روند، “من پیش از تو” سرنوشت متفاوتی داشت؛ ده برابرِ بودجه‌اش فروش کرد و به موفقیتی بین‌المللی تبدیل شد؛ رتبه‌ی اول در ایتالیا و بریتانیا را به فروشی ۲۰ میلیونی در آلمان، ۱۷ میلیونی در برزیل و ۹ و ۱۱ میلیونی در دیگر کشورهایی مثل استرالیا و مکزیک اضافه کنید تا ببینید، “من پیش از تو”، چگونه یک درامِ عاشقانه‌ی بسیار موفق است. آخرین باری یک درام عاشقانه‌ به چنین فروشی دست پیدا کرد، با فیلم “بخت پریشان ما – The Fault in Our Stars” بود. فیلم (و کتابی که) به موفقیتی بسیار قابل‌توجه، با فروشی ۳۰۲ میلیونی و بودجه‌ای ۱۲ میلیونی، دقیقاً در میانه‌ی جام جهانی دست یافت.

me_before_you-620x412مروری بر نقدها: فیلم، به طور کلی فیلم بدی نیست؛ یک عاشقانه‌ی بی‌سروصدا و زیبای انگلیسی-آمریکایی؛ بعضی از این‌که فیلم، صرفاً ادامه‌ای است بر کلیشه‌ی “ادم‌های معلولِ منزوی” [۱٫ نقد “salon”، بخوانید: http://goo.gl/tl0bva] خرده گرفته‌اند. به عقیده‌ی منتقد سلون، فیلم دائما شعارِ “بی‌پروا زندگی کن. خوب زندگی کن. صرفاً زندگی کن” می‌دهد و این را هم در کارکتر لو کاملا نشان می‌دهد اما ویل، به نظر می‌رسد کاملا برخلاف این شعار عمل می‌کند. با وجود این‌که تمام شخصیت‌های داستان در تلاش‌اند نظر ویل را برگردانند، و خودِ ویل در انتها عمیقاً عاشق لو است، باز این حقیقت را که نویسنده معلولیت را با بدبختی هم‌معنی می‌داند، را دست نخورده باقی می‌گذارد؛ بدبختی‌یی که تنها راه حل آن “اتانازی” یا “خودکشی کمکی” است.

در پاسخ به همین ایرادِ منتقد سلون، و بسیاری دیگر، که این فیلم زندگی سعادت‌مند و شاد میلیون‌ها انسان با ناتوان جسمی را زیر سوال برده و راه حل را خودکشی می‌کند، منتقد رولینگ استون این‌گونه می‌نویسد؛ “من فکر نمی‌کنم این فیلم چنین کاری می‌کند. اما، به سوال‌هایی که برمی‌انگیزد پاسخی نمی‌دهد و فیلم را در حد داستانی ساده و بی‌حاشیه که در باکس آفیس فروش خوبی داشته باشد، نگه می‌دارد.”[۲٫ نقد رولینگ استون: http://goo.gl/g7kpQa]

بعضی آن را هم‌رده‌ی Fifty Shades of Gray و در دنیای توایلایت دانسته‌اند، با دیالوگ‌هایی که هنوز راهِ خیلی زیادی تا “خوب” بودن دارند اما بیشتر از این دو قابل تحمل‌اند. پایان فیلم، که اسپویل نمی‌کنم، “منطقی” نبود؛ دقیق‌تر گفته باشم، همان‌ اندازه که کارگردان می‌خواست، “تراژدیک” نبود. قطعاً چند قطره اشک و کمی احساس اندوه را به همراه داشت، اما مسئله این‌جاست که در فیلم هیچ‌گاه نمایشی دراماتیک از درگیری‌ها و کشمکش‌های درونی ویل را با معلولیتش ندیدیم. او را ناراحت و طعنه‌زن و غیرقابل تحمل دیدیم؛ اما هیچ‌گاه به ما آن‌سوی قصه، چیزی که به پایان فیلم منجر شد، نشان داده نشد.  [۳٫ نقد “نیویورک تایمز”http://goo.gl/3n4fjh]

منتقد گاردین، به بازی خیلی خوب املیا کلارک و سام کالفین اشاره کرده بود. چیزی که در انتها، به عقیده‌ی او، فیلم را با وجود ضعف در فیلنامه و کارگردانی چندین پله ارتقا داد.[۴٫ نقد “گاردین”: goo.gl/5f55lM]

از تمام این ایرادات که بگذریم (که حقیقتاً راجع به اکثر فیلم‌های هالیوودی، کم و بیش، صادق‌اند. مخصوصاً در فیلم‌های عاشقانه، که کلیشه‎ها پایانی ندارند و شخصیت‌پردازی‌ها عمدتا ضعیف است.) “من پیش از تو”، برای طرفداران Notebook و Me Earl And the dying girl و “بخت پریشان ما”، (سه درام عاشقانه‌ی خوب و قابل توجه چند سال اخیر) عاشقانه‌ای لذت‌بخش با بازی‌هایی خیلی خوب است که دیدنش را به تمام طرفداران این ژانر پیشنهاد می‌کنم.

دیدگاهی بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.