site hit counter
این روزها اگر در یکی از وب سایت ها یا اپلیکیشن های پرشمار موسیقی به دنبال قطعه یا ترانه ای باشید و نامش را جستجو کنید، به احتمال زیاد بیش از یک نتیجه و شاید حتی ده ها نتیجه پیش روی خود ببینید.
خواهید دید که ترانه مورد علاقه تان را خیلی های دیگر هم خوانده اند. ممکن است به مذاق تان خوش نیاید اما اگر کنجکاوی بیشتری به خرج دهید، ممکن است چیزهایی باب طبع تان هم بیابید. همه اهالی موسیقی می دانند که بازخوانی ترانه ها سنتی رایج و پر قدمت در تاریخ موسیقی است اما حقیقت این است که تعداد این اجراها در میان محصولات موسیقی امروز نشان می دهد که این رسم به جهد و کوشش جدی تبدیل شده است.
کاور کردن به معنی بازخوانی ترانه یا اجرای دوباره قطعه، تقلید است یا نوآوری؟ شاید هیچ یک و شاید هر دو. اجرای دوباره یک ترانه، برای مثال در اجرای زنده یا در قالب قطعه ای از آلبومی تازه، احتمالا در اصل قرار بوده تمجید و ستایشی باشد از هنرمندی که آن را برای اولین بار اجرا کرده و حالا درگذشته یا بازنشسته شده است. بعید است کسی به چنین اجرایی خرده بگیرد اما اگر فرض کنیم که اجرای متاخر دندان گیر از آب درنیاید، اتفاقی که هر شنونده پیگیر موسیقی دست کم یک نمونه اش را در خاطر دارد، آنچه حاصل می شود نقض غرض خواهد بود و ممکن است اعتراض صاحب اصلی اثر یا اگر در قید حیات نباشد، انتقاد هوادارانش را برانگیزد.
جان لنون - تصور کن

جان لنون – تصور کن

بازخوانی ترانه همچنین ممکن است تلاشی باشد برای احیای محبوبیت ترانه ای قدیمی نزد گروهی از شنوندگان نسل جوان که آن ترانه را کمتر به یاد دارند. بهانه دیگر رساندن پیامی واحد از طریق موسیقی است، مثلا در جریان مراسمی ملی یا فراملی، برای بزرگداشت کشته شدگان جنگ یا حادثه ای خاص، تقدیر از مجاهدان راه وطن یا بسط صلح طلبی و نوع دوستی. موسیقی بخشی همیشگی از چنین وقایعی است.

مثال روشن ترانه Imagine جان لئون است. این اثر جاودانه او، که هنرمندی جهان وطن بود، ورد زبان فعالان صلح و ضد جنگ در سراسر دنیاست؛ و درست به همین دلیل است که Imagine تقریبا بیش از هر ترانه دیگری در دنیا اجرا شده است. پیام مختصر و فراگیر این ترانه، مرزی نمی شناسد و ملودی روان و آرام بخش آن بهترین بهانه برای اجراهای مکرر است. اگرچه پیروان لئون کمتر اجرایی، به زیبایی و سادگی آنچه او بر جای گذاشته، آفریده اند.

از اینجا به بعد اما بازخوانی ترانه ها پرحاشیه تر می شود. در عصر دیجیتال و در دنیایی که در هر دقیقه اش اثری منتشر می شود، بازخوانی ترانه های محبوب قدیمی و معاصر به روشی مکرر برای تازه واردهای عرصه موسیقی تبدیل شده تا با توسل به آن در اول راه، توجه ها را برانگیزند و هوادارانی دست و پا کنند. بازخوانی هایی از این دست البته همیشه هم این قدر سطحی نبوده اند. بوده اند و هستند گروه ها یا هنرمندانی که بازخوانی ترانه ای قدیمی را همچون مانیفست موسیقی خود به کار بسته اند. همچون ابزاری برای اینکه بگویند فلسفه شان چیست و از موسیقی چه می خواهند یا حرفه شان را مدیون کدام ستاره پیش از خود هستند.

پیگیری این سنت در تاریخ موسیقی پرده از عادات عجیب و غریبی هم بر می دارد. در نیمه نخست قرن بیستم موسیقی سیاهان آمریکای شمالی، بلوز و جز در طیفی گسترده، عمدتا از طریق رادیوهایی خاص موسیقی سیاهان منتشر و شنیده می شد. به دلیل باورهای نژادپرستانه آن روزها، مخاطبان این ترانه ها چندان از دایره سیاه پوستان فراتر نمی رفته است اما پیش می آمد که بالاخره بعضی از آنها به گوش سفیدپوستان می رسید و مقبول  می افتاد و بعد سفیدپوستان به طوری مضحک نسخه ای از آن خود طلب می کرده اند. اینجا بود که ترانه را تغییر می دادند.

 Carl Perkins - Blue Suede Shoes

Carl Perkins – Blue Suede Shoes

مثلا الفاظی در شعر یا تغییراتی در وزن و ریتم تا از روح و نیت موسیقی سیاهان فاصله بگیرد. این بی تردید از عجیب ترین و غیرمنصفانه ترین انواع بازخوانی در تاریخ موسیقی بوده است؛ اجرای دوباره نه به قصد تکریم و ستایش که به هوای ربودن و متحول کردنش به سود گروهی دیگر و زدودن رد خالق آن.

جریان دیگری که در همان دوران در رادیوهای موسیقی باب بوده دعوت از استعدادهای جوان و جویای نام است. این دعوت در اغلب موارد با پخش ترانه ای از مهمان جوان یا درخواست مجری برنامه از او برای اجرای یک ترانه بوده است. خیلی ها آنقدر مطمئن به نفس نبوده اند که چیزی نو، حاصل قابلیت های ترانه سرایی یا آهنگسازی خود را اجرا کنند و بنابراین برای چنین لحظه سرنوشت سازی به نمونه های مقبول و محبوب پیش از خود پناه برده اند؛ شمشیری دو لبه که گاه آنها را از فرش به عرش برده و گاه همانجا به چاه فراموشی افکنده است.

قبل از طلوع واقعی راک اند رول در دهه پنجاه میلادی، ممکن بود خوانندگان یا گروه های موسیقی، گاه حتی همزمان، چند نسخه از یک ترانه را منتشر کنند؛ هر یک منطبق با مرام و مسلک، سلیقه یا سازبندی های متفاوت. اگرچه حتما یکی از این خواننده ها یا گروه های موسیقی پیشتاز دیگران در اجرای ترانه ای خاص بوده اما شاید نتوان اجراهای بعدی را «بازخوانی» برشمرد چرا که فاصله اجراها بسیار نزدیک به یکدیگر بود. در واقع اینها بیشتر خوانش های متنوعی بودند از یک شعر یا تنظیم موسیقیایی.

گاهی بازخوانی یک ترانه ممکن است از اصل کار بهتر از آب درآید و معروف تر و محبوب تر شود. بهترین مثال نسخه ای از ترانه Blue Suede Shoes از کارل پرکینز است که اجرای درخشان الویس پریسلی از آن، تقریبا ترانه اصلی را از یادها برد. سانتانا هم در ۱۹۷۰ نسخه ای از ترانه پیتر گرین و فلیت وود مک به نام Black Magic Woman را که محصول دو سال قبل (۱۹۶۸) بود چنان اجرا کرد که حالا کمتر کسی است که بگوید ترانه اول را بیشتر دوست دارد.

اجرای جیمی هنریکس از ترانه All Along the Watchtower شاهکار دیگری از این نوع است. اجرای هنریکس تنها شش ماه پس از انتشار ترانه دیلان منتشر شد، به فهرست ده ترانه برتر بریتانیا در ۱۹۶۸ و بیست ترانه برتر آمریکا راه یافت و در میان پانصد ترانه برگزیده تاریخ موسیقی از سوی مجله «رولینگ استون» در رتبه چهل و هشتم ایستاد. یا اجرای گروه نیروانا از ترانه The Man who Sold the World در ۱۹۹۴ در کنسرتی در نیویورک، اجرایی دوست داشتنی با چاشنی گیتار سولو کرت کویین در انتهای ترانه؛ چنان که بسیاری شیفته آنند بی آن که بدانند اصل ترانه را دیوید بویی ۲۴ سال قبل ساخته و خوانده است.

بازخوانی ترانه سویه دیگری هم دارد که اگرچه ممکن است چندان حرفه ای تلقی نشود، همچنان بخش بزرگی از موسیقی است؛ سرگرمی. گروه های پرشماری هستند که دغدغه شان تنها اجرای ترانه های «دوست داشتنی» مخاطبان موسیقی است. آنها ترانه ها را معمولا از میان فهرست های روز برترین های موسیقی یا فهرست های مشابه از دهه های شصت، هفتاد و هشتاد میلادی انتخاب می کنند. بیتل ها، آبا، لد زپلین، الویس پریسلی، بروس اسپرینگ ستین و رولینگ استونز سال هاست که بیشترین سهم را در این میان داشته اند. مثلا گروهی هست به نام Dread Zeppelin که نسخه هایی از ترانه های لد زپلین را در سبک رگی اجرا می کند یا دیگری به نام Beatallica که ترانه هایی تلفیقی با الهام از متالیکا اجرا می کنند.

نیروانا - کرت کوبین - مردی که دنیا را فروخت

نیروانا – کرت کوبین – مردی که دنیا را فروخت

بازخوانی ترانه ها اما همیشه هم چنین دوستانه و شادمانه و با ادای احترام به صاحبان اثر نبوده است. جستجویی ساده در اینترنت نشان می دهد که مسائل حقوقی و از جمله رعایت کپی رایت، بخشی جنجال برانگیز و تقریبا همیشگی از تاریخ بازخوانی در موسیقی بوده است. هزاران مطلب و مقاله در این باب منتشر شده که به افراد یادآوری می کند که اجرای دوباره هر ترانه مستلزم چه ملاحظاتی است؛ از توصیه هایی ساده مانند اینکه اجازه صاحب اثر ضروری است؛ اگر از اجرای ترانه پولی دربیاورید بخشی از آن را باید به صاحب اثر یا بازماندگانش برگردانید تا مسائل پیچیده تری همچون مذاکره با شرکت منتشر کننده اثر و/یا تهیه کننده آن.

اگرچه ممکن است کمتر کسی ترانه ای از الویس پریسلی، دیوید بویی، پینک فلوید یا بیتل ها را به نام خود سند بزند اما دعوا و مشاجره بر سر بازخوانی ترانه ها تقریبا هیچ گاه فروکش نکرده است؛ چه اجرای متأخر نعل به نعل مانند ترانه اصلی باشد چه تغییراتی نسبی داشته باشد.

اول کریس هادفیلد از فضانوردان حاضر در ایستگاه بین المللی فضایی بود که در سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ ویدیوهایی از زندگی روزانه در فضا منتشر کرد. یکی از آنها اجرایی بود از ترانه معروف Space Oddity دیوید بویی که بسیار دیدنی و شنیدنی از آب درآمد. او ترانه را با یک گیتار و در حالی اجرا کرد که در حالت بی وزنی در بخش های مختلف ایستگاه غوطه می خورد. ویدیوی او تنها در شبکه یوتیوب نزدیک به ۱٫۵ بار دیده شده است.

پل مک‌کارتنی خواننده ی مشهور گروه بیتلز

پل مک‌کارتنی خواننده ی مشهور گروه بیتلز

دوم بنجامین کلمنتاین هنرمند جوان و نوظهوری است اهل آمریکا که از تبار مهاجران آمریکایی است. او در ۲۰۱۵ اولین آلبومش به نام At Least For Now را منتشر کرد اما یکی از ترانه هایش به نام Winston Churchill’s نه دقیقا بازخوانی بلکه برداشتی است از یکی از مشهورترین نطق های مشهور از وینستون چرچیل که به باور بسیاری از منتقدان موسیقی، شاهکار از آب در آمده است. دیدن و شنیدن این دو ترانه را از دست ندهید، که اگر قرار باشد ملاک ارزش گذاری را چنین آثاری قرار دهیم، «بازخوانی» نه تنها تقلید نیست، بلکه بی شک بستری برای خلاقیت و نوآوری در عرصه موسیقی است.

دیدگاهی بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.