site hit counter

۱- گرتا گرویگ در فیلم “فرنسیس ها” نقش فرنسیس را بازی می کند؛ دختری بیست و هفت ساله و کیلومترها دور از خانواده که تلاش می کند استقلالش را در نیویورکِ شلوغ و پر اتفاق، حفظ و شغل و آپارتمانی پیدا کند. شاید هیچ کس غیر از گرتا گرویگ در نقش فرانسیس نمی توانست این کاراکتر طرد شده و تنها مانده و شکست خورده و بی پول و بی جا و مکان، اما امیدوار را به این شیرینی و دلچسبی نشان دهد.

فیلم را نوا بَمباک در سال ۲۰۱۲ ساخته و فیلمنامه را هم با کمک گرتا گرویگ نوشته و در این یک ساعت و بیست و شش دقیقه، زندگی دختری را تماشا خواهید کرد که دست از تعقیب رویا و خواسته هایش بر نمی دارد و کینه ای به دل نمی گیرد و با یک جور بی خیالی خوشایند به استقبال فردا می رود.

۲- “پابرهنه در پارک” از نمایشنامه های محبوبم و نوشته نیل سایمون محبوب ترم است، اما فیلمش با بازی جین فوندا و رابرت فورد در سال ۱۹۶۷ توسط جین ساکس ساخته شده. داستان درباره زن و شوهر جوانی است که به آپارتمانی تنگ و پر پله با سقفی سوراخ نقل مکان می کنند و مجبور به معاشرت با همسایه عجیب و غریب و نسبتا دیوانه شان می شوند.

کوری (جین فوندا) که دنبال ماجراجویی و دیوانگی های تازه است، از این رابطه لذت می برد و کم کم به خشکی و محتاط و بی مزه بودن شوهرش حساس می شود و کار به دعوا و قهر و رفتن پاول (رابرت ردفورد) از خانه می کشد. من که عاشقانه عاشق کاراکتر کوری و تک تک دیالوگ ها هستم. خدا حفظ شان کند.

۳- “بیتل جوس” یکی از بهترین فیلم های تیم برتون است که در سال ۱۹۸۸ ساخته شده. باربارا و آدام بعد از یک تصادف، وقتی به خانه بر می گردند متوجه می شوند که ای بابا؛ مرده اند و تبدیل به روح شده اند و باید بقیه زندگی روحی شان را در خانه شان بگذرانند. اما پس از مدتی خانواده ای جدید و زننده و آزاردهنده خانه را می خرند و ساکن آنجا می شوند. باربارا و آدم که از این موضوع راضی نیستند، سعی می کنند از قدرت های روحی شان استفاده کنند و آنها را بترسانند و با این روش از خانه بیرون شان کنند اما پروژه شکست می خورد و مجبور می شوند از روح شرور، بیتل جوس، کمک بخواهند…

“بیتل جوس” یک فانتزی بانمک و کمی ترسناک است که وینونا رایدر جوان در نقش لیدیای عجیب و غریب، به جذابیتش اضافه کرده.

۴- فیلم “دوتا برای جاده” (Two For The Road) داستان زندگی مشترک ده ساله جوانا و مارک در جاده های مختلف و سوار بر ماشین های مختلف است. در این فیلم صد و ده دقیقه ای، در فلش بک های گوناگون، آشنایی آنها با هم و عشق و ازدواج و بزرگ شدن و شکستن قول ها و خیانت و مادر و پدر شدن شان را می بینیم. فیلم را استنلی دانن در سال ۱۹۶۷ ساخته و نقش جوانا را کسی بازی نمی کند جز آدری هیپورن عزیز؛ یعنی بازیگری که قادر است هر فیلم معمولی را به یک اثر لذیذ و خوشمزه تبدیل کند.

۵- فیلم “دختر، از هم گسیخته” (Girl, Intrrupted) داستانی کابوس مانند دارد؛ همان کابوس احتمالا مشترکی که تو را راهی دیوانه خانه می کنند و کسی حرف ها و سالم بودنت را باور نمی کند و مجبور می شوی به زندگی در کنار روان پریشان خو بگیری و با روان پریشی های شان کنار بیایی و حتی شبیه آنها شوی.

فیلم درباره زندگی نویسنده آمریکایی سوزانا کیسن است که در هجده سالگی به خاطر افسردگی و خودکشی راهی آسایشگاه روانی می شود. ویتونا رایدر و آنجلینا جولی بازیگران این فیلم دلخراش، اما جذاب هستند و جولی در نقش لیزای جامعه ستیز، فوق العاده و میخکوب کننده ظاهر شده و بی دلیل نیست که اولین و آخرین اسکارش را به خاطر همین فیلم گرفته. جیمز منگولد “دختر، از هم گسیخته” را در سال ۱۹۹۹ کارگردانی کرده و فیلمنامه بر اساس کتاب خودِ سوزانا کیسن نوشته شده.

۶- “علم خواب” (The Science of Sleep) یک شاهکار واقعی مورد بی توجهی قرار گرفته است. استفان بعد از فوت پدرش در مکزیک راهی زادگاهش در پاریس می شود و شغل خسته کننده ای پیدا می کند و ساکن آپارتمانی می شود و می فهمد که به همسایه اش استفانی علاقه مند است.

داستان درباره مردی است که مرز بین خواب و بیداری و رویا و واقعیت را گم کرده و زندگی اش در دو دنیای مختلف می گذرد. کارگردان فیلم، میشل گوندری است که آن را در سال ۲۰۰۲ ساخته و با فضاسازی های سورئال و انیمیشن عجیب و غریبش، آدم را شگفت زده می کند؛ خوب می کند!این فیلم را می شود بارها و بارها تماشا کرد و خسته نشد.

 

 

دیدگاهی بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.